امروز تصمیم دارم با نوشتن این مطلب از شما کمک بخوام
از همه دوستانی که این مطلب رو می خونن می خوام که برای بهبودی اشکان کوچولو دعا کنن![]()
![]()
![]()
یکی از دوستای خونواده گی مون هفته پیش بدون خبر قبلی اومدن خونمون
خیلی وقت بود که از علی آقا و خونوادش خبر نداشتیم
ماشاالله پسرشون اشکان چقدر بزرگ شده بود بزرگ و با نمک
فکر کنم حدود۴ سالش شده بود
بعد از گذشت نیم ساعت از اومدنشون و تموم شدن احوال پرسیهای
همیشگی فهمیدم که علت اومدنشون چی بود
مثل اینکه اشکان کوچولو کمی دچار کسالت شده بود و پزشک های اونجا
نتونسته بودند تشخیص درستی بدهند و حالا اومده بودند کرمان تا یکسری
از آزمایش های اشکانُ اینجا انجام بدهندبه نظر من که زیادی وسواس
به خرج می دادند البته شاید هم حق داشتند چون اشکان تک فرزندشون
بودو خیلی هم براشون عزیز بود
۲،۳ روزی پیش ما موندند و توی این مدت پیش چند تا دکتر اشکانُ بردند
دکتر ها اظهار امیدواری کرده بودند که مشکل خاصی نیست اما برای
اطمینان چند تا آزمایش نوشته بودند تا اشکان انجام بده
موندنشون به تعطیلی جمعه خورد و چون آزمایشگاه تعطیل بود زحمت
گرفتن نتیجه آزمایش رو به ما سپردن و رفتن
روز بعد وقتی که مامانم از آزمایشگاه به خونه بر گشت چشمهاش
قرمز شده بود متاسفانه تشخیص آزمایشگاه و دکتر معالجش
سرطان خون بود باور کردنش خیلی سخت بود اما حقیقت داشت
و سخت تر از همه اینه که چه جوری به خونواده اشکان این خبر رو بدیم
خونواده ای که حتی طاقت سر درد اشکان رو نداشتند حالا چطوری
می خواهند بیماری سرطان تک فرزندشون رو بپذیرند


از تمام کسانی که این متن رو می خونین خواهش می کنم برای سلامتی
اشکان کوچولو دعا کنی
ن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



نامت چه بود ؟ آدم
- فرزندِ ؟ من را نه مادری نه پدر ، بنویس اول یتیم عالم خلقت
-محل تولد ؟ بهشت پاک
- آن چیست برگردن نهاده ای ؟ امانت است
-قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه ی بختم به روی خاک
-اعضای خانواده ؟ حوای خوب و پاک ، قابیل خشمناک ، هابیل زیر خاک
-روز تولدت ؟ در روز جمعه ای ، به گمانم که روز عشق
-رنگت ؟ اینک فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه
-چشمت ؟ رنگی به رنگ بارش باران ، که ببارد ز آسمان
-وزنت ؟ نه آن چنان سبک که پرم در هوای دوست ، نه آن چنان وزین که نشینم بر این زمین
-جنست ؟ نیمی مرا ز خاک، نیم دگر خدا
-شغلت ؟ در کار کشت امیدم ، به روی خاک
-شاکی تو ؟ خدا - نام وکیل ؟ آن هم خدا
-جرمت ؟ یک سیب از درخت وسوسه -تنها همین ؟ همین!!!
-حکمت ؟ تبعید در زمین - همدست در گناه ؟ حوای آشنا
-ترسیده ای؟ کمی - ز چه ؟ که من شوم اسیر خاک
-آیا کسی به ملاقاتت آمده است ؟ بلی -که ؟ گاهی فقط خدا
-داری گلایه ای ؟ دیگر گلایه نه ، ولی ...
-ولی که چه؟ حکمی چنین آن هم به یک گناه ؟!!!
-دلتنگ گشته ای ؟ زیاد -برای که ؟ تنها فقط خدا
-آورده ای سند ؟ بلی - چه ؟ دو قطره اشک
-داری تو ضامنی؟ بلی -چه کس؟ تنها کسم خدا...
-در آخرین دفاع ؟
می خوانمش ، چنان که اجابت کند دعا ![]()


