
من که....... می دانم..... شبی
عمرم.... به پایان .....میرسد
نوبت....... خاموشی... من
سهل.....وآسان می رسد
من که میدانم .....که تا ..
سرگرم...بزم..هستی ام
مرگ ...ویرانگر..چه بی رحمُ
شتابان ..میرسد
پس چرا عاشق نباشم
من که...می دانم....به دنیا
اعتباری نیست...نیست
بین مرگُ و زندگی...
قول و قراری نیست ...نیست
من که .....می دانم اجل
نا خواندهُ..بی دادگر
سرزده.. می آیدُ....
راه فراری نیست نیست
پس چرا عاشق نبا شم ![]()
پس چرا عاشق نباشم![]()
با تمام وجود دوست دارم![]()
شیلا![]()
خواستی خونمون بیایی بیا ![]()
کوچه دلتنگ
یه خونه قدیمی با آدمای یکرنگ
خونمون همونِ که درش سمت دلت یه دلت یه پله است
همسایمون خورشیدِ
خونمون رو به قبله است
روی در چوبیمون نقش میش و گرگِ
خونه ما کوچیکهِ اما دلم بزرگه![]()
![]()
امروز می خوام از همه بچه هایی که توی وبلاگم نظر دادن تشکر کنم ![]()
بچه ها ممنون خیلی با حالین![]()
بازم منتظر انتقادهای سازنده ونظرهای قشنگتون هستم![]()
راستی یه نفر با اسم و آیدی کیارش از گذاشتن ِآیدی ام توی وبلاگ انتقاد کرده بود که هنوز هم دلیل انتقادش رو نمی دونم![]()
اماچقدر خوب بود که با آیدی و اسم خودش نظر می داد تا من هم می تونستم دلیل انتقادش رو ازش بپرسم و اون وقت به انتقادش عمل کنم.![]()
![]()

می گم من انقدر دارم که تو توی اونا گمی![]()
![]()


